احســــــــــــــــــاس دریایی

من دیگر در دنیایم به دنبال احساسی شبیه تو نمیگردم...چون شبیه تو هیچکس نیست!

احســــــــــــــــــاس دریایی

من دیگر در دنیایم به دنبال احساسی شبیه تو نمیگردم...چون شبیه تو هیچکس نیست!

احســــــــــــــــــاس دریایی

سلام زهـــــرا خانومِ گل گــــــــــلاب!
سلام به فرشته کوچولوی روزگار من!
وقتت بخیــــــر خانــــوم!
وااای چقدر شما خوبی!
چـــــقدر شما قشنگی!
چقــــــدر شما خانومی!
چقدر شما دوستداشتنی هستی!

پیام های کوتاه

گاهی غریبه ها از هفت پشت آشنا نزدیکترن به دلت...

به زندگیت...

به احساساتت...

به قلبت...

و لازم نیست برای فهمیدن تو ازت سئوال کنن

فقط کافیه به چشمات نگاه کنن و لبخندها و نگاهاتو بی اینکه حرفی بزنی معنی کنن و تا تهِ اعماق قلبتو خط به خط بخونن.

این غریبه ها توی زندگی من عزیزترین کسانم هستن که حکم خانواده رو دارن برام.


تاحالا برات پیش اومده که گاهی حس کنی چقدر غریبی بین آدمای اطرافت؟

من هر لحظه اینو حس میکنم...

وقتی کنار اطرافیانم هستم اینو هر لحظه حس میکنم...

به غیر از اون غریبه های دوستداشتنی!


تا حالا شده وقتی داری این غربتو حس میکنی یه دفعه یاد اون کسی بیفتی که اگر داشته باشیش دیگه لازم نیست کس دیگه ای باشه؟

و شده که همه زندگیتو توی دقیقه ای مرور کنی و ببینی همیشه اونو داشتی و با همه بی وفایی هات ولت نکرده؟

و من هزاران بار برام پیش اومده...

به تعداد هر بار که احساس غربت کردم میون جماعت دورم وجود این عزیزو حس کردم توی لحظه لحظه زندگیم...

حتی وقتی من یادش نبودم اون بوده و بدون ایکه خودم بفهمم دستمو گرفته!


خدای من... 

رفیقه...

دوسته...

عشقه...

و تا لحظه ای که هست من امید دارم

امید دارم که من توی این غربت گم نمیشم

چون خدایی به این مهربونی و این عظمت هست که همیشه پشتمه

حداقل تا وقتی که من خودمو بندش میدونم برام از چیزی دریغ نمیکنه

و همین یعنی انتهای خوشبختی

من 

همسرم

فرزندم

همه در پناه او خوشبختیم.


شکرت ای خدای کریم.


  • احساس دریایی

هر چی بیشتر میگذره بیشتر به این پی میبرم که بعد از خدا فقط تویی که پناهمی!!

خیلی جالبه که دیگه هیچکس نیست!....هیچکـــــس!!!!

نه پـــــدرم

نه مـــادرم

و نه خیلی از کسایی که ادعاشون میشه هستن.

من برای داشتن تو به خدا توکل کردم...

به امام حسین توسل کردم...

امام حسینُ پیش خدا واسطه کردم و تورو ازش هدیه گرفتم...

نمیدونم چی توی من دید که تورو بهم داد...

چون خیلی وقتا احساس میکنم...خیلی وقنایی که حواسم نیست و بی انصاف میشم و بی انصافی میکنم در حقت...

اون وقتا احساس میکنم من لیاقت تو و محبتاتو ندارم ولی خدا منو خیلی دوس داشته که تورو به من داده!

تویی که من لحظه به لحظه دلم برات پر میزنه...

تویی که بابت صبح به صبح سرکار رفتنت دلم تنگت میشه...

تویی که بابت حضورت توی خونه تو یه روز تعطیل ،شادی توی رگهام جاری میشه...

تویی که من میمیرم برات...

تویی که دوای همه دردام و بیکسی هامی...

تویی که همه کسمی...

تویی که نفسمی...

تویی که عشقمی...

تویی که اگر نبودی نمیدونم چی به روز من میومد میون آدمای بی عاطفه دور و برم...

تویی که پاداش همه کارهای نیک من توی دنیایی...

تویی که از دعاهای پدرم دارمت...

تویی که گاهی قدرتو نمیدونم...

تویی که بی تعارف جونمو تقدیمت میکنم...

تویی که هرشب وقتی واردخونه میشی عشق و محبت توی چشمات و لبخندت اسم منو فریاد میزنه...

تویی که هم برام پدری هم مادری هم معلمی...

و از همه مهم تر...

تویی که رفیق و همسری برام.


دوسِت دارم تا آخرین نفس

ممنون که هستی همه کسم


  • احساس دریایی

خدایا دیگه چیزی نمونده بود که جزغاله بشیم! 

دمت گرم روحمونو شاد کردی!

از دیشب تاحالا تو هنگم!

امروز انقدر باد کولر خنک بود که هی اشک توی چشمام جمع میشد! (:

باورم نمیشه وقتی بعدظهر میخواستم بخوابم ملافه روی خودم انداختم! (:

باورم نمیشه که امروز اصلا یه نم عرق هم روی سر و صورتم نَشِست!

واقعا باورنکردنیه!

خدایا من به شخصه برای این حرکتت نوکرتم چاکرخواتم! (((:

همین فرمون ادامه بده! (:

  • احساس دریایی
بی تو خونه که هیچی همه دنیا بی فروغه!

وقتی تو هستی خنده هست،انرژی هست...ولی بدون تو فقط انتظار و دلتنگی سهم منه.

خدایا هرجا که هست خودت نگهدارش باش و توی کارش یاورش باش.

خدایا مسافرمو به تو سپردم خودت سلامت بهم تحویلش بده.

یاعلی
  • احساس دریایی

گاهی وقتا خیلی عاجز میشم!
عاجز میشم از تلمبار شدن حرفای نگفته به عزیزترین کسانم...

عاجز میشم از اینکه نمیتونم همه اونچه که توی دلم هست رو بیرون بریزم...

عاجز میشم از اینکه نمیتونم همه احساساتم، همه محبتم نسبت به وابستگان درجه یکم رو بروز بدم و بهشون بگم که چقدر برام عزیز و مهمن!

بعضی وقتا از دست غرورم عاجز میشم!!!

ولی با همه این اوصاف خیلی خوبه که الان میدونم دردم چیه و مشکل از کجای کارمه.

خدایا همین جا از ته دلم ازت میخوام کمکم کنی که زبون باز کنم و محبتمو نسبت به عزیزانم هم توی گفتارم و هم توی رفتارم نشون بدم.

خدایا کاری کن که این سد سنگی وقتایی که بهش احتیاجی نیست فرو بریزه تا من بتونم زهرای واقعی رو به همه نشون بدم.

میدونم که درونم پر از محبته...

میدونم که میتونم خیلی خوشبخت تر از الانم باشم... 

به شرط اینکه سد غرورمو کنار بزنم و احساسمو بیرون بریزم.

خدایا ازت ممنونم که راهو نشونم دادی!

شکرت که نذاشتی بیشتر از این مسیرو اشتباه برم!

شکرت که به موقع دستمو گرفتی!

شکرت که نذاشتی من گستاخ باشم و حرف حق توی کتم نره!

خدایا شکرت بابت همه چیز!


  • احساس دریایی

زهرا خانوم مادر نشدی نمیدونی توی دل مادرا چی میگذره!

شاید برداشتت از رفتار مادرت و مادر شوهرت و همه خانومای اطرافت که از قضا مادر هم هستن بعد از اینکه بچه دار شدی تغییر کرد!

من فقط میدونم که تو بدخواهِ کسی نیستی و هر چیزی که گفتی تا الان همه بی غرض بوده و فقط برای آرامش خودت و زندگیت تلاش کردی!

البته الانن معتقدم نیستم که هر چه که گفتی و کردی اشتباه و بی فایده بوده!

برعکس معتقدم که خیلی جاها به جا و درست بوده ولی قبول داری که زیاده روی کردی یا نه!؟

و اینم میدونم که کاملا غیر ارادی بوده و به طور ناخودآگاه سختی هایی که در گذشته کشیدی روی رفتارت تاثیر گذاشته!

شکر خدا که تا دیر نشده فهمیدی مشکل از کجاست....


کم محبتی و یا بی محبتی مشکل زندگی من بود و الان با همه توانم قصد برطرف کردنشو دارم.

بی تفاوت شدن به آدمای اطرافم و ندیدنشون....نمیدونم چم شده بود...

نمیدونم حالا چم شده که احساس میکنم از یه خواب زمستونی بیدار شدم و تازه دارم میفهمم که چه کار باید بکنم!


فقط به معجزه ی دعـــــــا با تمام وجودم اعتقاد دارم!

من سه چهار روز قبل از اینکه از خواب زمستونی بیدار شم رفته بودم سر مزار پدرم....

موقع خداحافظی وقتی باهاش تنها شدم ازش خواستم تا دعام کنه که من راه درست رو برم

تا هم خدا هم همسرم هم خودش و مادرم و  هم مادرشوهر و پدر شوهرم از من راضی باشن.

من جمعه دو هفته پیش توی بهشت زهرا اینو از پدرم خواستم و دوشنبه هفته بعدش جواب گرفتم!

میگن دعای پدر مادر در حق فرزند همیشه موجب عاقبت بخیریش میشه...

بابا دعا کن برام که دعاهات بدجور در حق دخترت کارسازه!


والسلام


  • احساس دریایی

در انتظار توام...

نمیدانم...

نمیدانم که در انتظارت دویده ام؟ ایستاده ام؟ یا نشسته ام؟؟؟

من فقط میدانم که منتظرم!

حقیقی یا زبانیش رو خودتون تشخیص بدین...من نه میدونم و نه میتونم!

من می ترسم حتی به غیر حقیقی بودن این موضوع فکر کنم!

من می ترسم از اینکه اونچه که شما دوس دارید نباشم!

من می ترسم که وقتی ان شاءالله آمدید پشت شما را خالی کنم!

من میترسم که همش لاف عاشقی زده باشم!

من میترسم که منتظر نباشم!

آقا جان مددی!

دعا بفرمایید.


  • احساس دریایی

  • احساس دریایی

فَلَمَّا­انْقَضَتْ أَیّامُهُ، أَقامَ وَلِیَّهُ عَلِىَّ بْنَ أَبى طالِبٍ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِما وَ آلِهِما، هادِیاً إِذْ کانَ هُوَ الْمُنْذِرَ، وِ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ، فَقالَ وَالْمَلَأُ أَمامَهُ: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ

و هنگامى که دوران عمر پیغمبرت سپرى گشت، وصى و جانشین خود على بن ابى طالب (صلوات اللَّه علیهما وآلهما) را به هدایت امت برگماشت. چون او منذر و براى هر قوم هادى امّت بود. پس رسول اکرم در حالى که امّت همه در پیش بودند؛ فرمود: هر کس که من پیشوا و دوست و ولىّ او بودم؛ پس از من، على مولا و امام و پیشواى او خواهد بود

اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَعادِ مَنْ عاداهُ، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ، وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ، وَ قالَ: مَنْ کُنْتُ أَنَا نَبِیَّهُ فَعَلِىٌّ أَمیرُهُ

بارالها دوست بدار هر که على را دوست بدارد و دشمن بدار هر که على را دشمن بدارد و یارى کن هر که على را یارى کند و خوار ساز هر که على را خوار سازد. باز فرمود: هر کس من پیغمبر او هستم؛ على امیر و فرماندار اوست

وَ قالَ: أَنَا وَ عَلِىٌّ مِنْ شَجَرَةٍ واحِدَةٍ، وَ سائِرُ ­النّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتّى، وَ أَحَلَّهُ مَحَلَّ هرُوْنَ مِنْ مُوسى، فَقالَ لَهُ: أَنْتَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هرُوْنَ مِنْ مُوسى، إِلّا أَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى

باز فرمود: من و على هر دو شاخه­هاى یک درخـتـیـم و سـایـریـن از درختهـاى مختلفند. و پیغمبر على را نسبت به خود، به مقام هارون نسبت به موسى نشاند؛ جز آنکه فرمود: پس از من پیغمبرى نیست.

وَ زَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَیِّدَةَ نِساءِ الْعالَمینَ، وَ أَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ ما حَلَّ لَهُ، وَ سَدَّ الْأَبْوابَ إِلّا بابَهُ

باز رسول اکرم دختر گرامیش که سیّده زنان عالم است، را به على تزویج فرمود. باز حلال کرد بر على آنچه بر خود پیغمبر حلال بود و باز تمام درهاى منازل اصحاب را که به مسجد رسول باز بود، به حکم خدا بست غیر در خانه على

  • احساس دریایی

قشنگه که یه روز سحر از خواب پاشی و خوشحال باشی که امروز جمعست...روز آقامون صاحب الزمان(عج).

قشنگه که با خودت بگی برم استقبال آقا....و اگر نیومده بود صداش کنی!

قشنگه که برای این قرار ملاقات ،خانوادگی بسیج بشین...

هرچند که خانوادتون کوچیک باشه...هرچند که یکی از اعضای خانواده ی کوچیکتون هنوز پاشو توی این دنیا نذاشته باشه!

قشنگه که وقتی داری ندبه میخونی و به داستان ولایت حضرت علی میرسی همون عضو به ظاهر کوچیک و دیده نشده ی خانواده

یا تمام توانش اظهار وجود میکنه و اینجاست که تو دلت گرم میشه که حتما این عضو کوچیک خانواده با امامش آشنا شده و ولایتشو پذیرفته!

قشنگه که احساس کنی توی اوج اون لحظه های ناب آقا صداتو داره میشنوه و با جون و دل بهت جواب میده.

قشنگه از خودش بخوای که دعات کنه تا بلکه خوب بشی و از خواب بیدار بشی.

قشنگه که افسار زندگیتو بدی به آقا و بگی من هیچ کاره ام....شما هدایتش کن!

قشنگه که بعد از اون همه احساس خوب، آقا خودش صبحانه مهمونت کنه و همون چیزی رو که هوس کردی بهت بده!

و این خیلی قشنگه که آقا هر قدمی که براش برمیداری رو بی جواب نمیذاره و صد قدم به سمتت میاد!


من این آقای مهربونو خیلی دوس دارم!

امیدوارم روزی بیاد که من از این غیبت کبری بیرون بیامو بتونم بی پرده و حجاب چهره ی آقامو ببینم و بشناسمش!



  • احساس دریایی